تبليغاتX
دوستدار دانایی_ قاسم احمدی
دوستدار دانایی_ قاسم احمدی
اجتماعیِِ~ فرهنگی ~آموزشی~ادبی~طنز 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
آیا چرخ زندگی من خوب می چرخد ؟ این سئوالی است که هر چند یک بار از خود پرسیده ایم  یا شاید سئوالی باشد که از یکدیگر می پرسیم اما شاید سوال مهم تر این است که چه عواملی  را باید در  جواب  دادن به این سئوال مدنظر داشت .این مقاله به چگونگی چرخه زندگی و حرکت آن به سمت جاده آرامش و زندگی شاد می پردازد.

الگوی چرخ زندگی به دایره ای که به  ۸  قسمت مساوی تقسیم شده است اتلاق می شود که که هر یک از این قسمت ها به بررسی یک بعد از زندگی می پردازد .  مطابق شکل کار و درآمد مالی ،  سلامتی، تفریح و سرگرمی ، عشق، خانواده ، یادگیری و رشد  ، معنویّت ، دوستان و ارتباطات  قسمت های مختلف این دایره را تشکیل می دهند.

شما به هر قسمت از زندگی تان پس از بررسی نمره ۰ نا ۱۰ را می دهید و سپس خانه های مربوط به آن را متناسب با نمره نقطه گذاری می نمایید ، پس از اتصال نقطه ها به هم چرخ زندگی خود را به دست خواهید آورد.مثلاً تصویر زیر چرخ زندگی فردی است که از لحاط مالی و رشد و یادگیری و خانواده موقعیت مناسبی دارد ولی از نظر خانواده ،  عشق ، تفریح و دیگر موارد شرایط مناسبی ندارد پس خوب نچرخیدن چرخ زندگیش و نداشتن آرامش آن محتمل به نظر می رسد.


برای بررسی هر یک از موارد می توانید از سولات زیر کمک بگیرید.
 
 
کار و درآمد مالی
در آمد سالیانه شما چقدر است؟  کجا زندگی می کنید؟ چقدر پول نقد دارید؟ دارایی شما چقدر است؟  اگر بخواهید به سطح مالی زندگی خود نمره دهید از ۱۰ چه نمره ای می دهید؟ آیا از  شغل خود راضی هستید ؟  درآمد تان خوب است؟ چقدر جای رشد و ترقّی در شغل شما وجود دارد؟ همکاران و مشتریان شما چه کسانی هستند؟
 
سلامتی
آیا به بیماری مبتلا هستید؟ ورزش می کنید؟ احساس می کنید چقدر زنده می مانید؟ بدنتان را هر چند وقت چک می کنید؟ روزانه غذای خوب و میزان آب مناسب مصرف می کنید؟
 
خانواده
آیا می توانید به خانواده خود تکیه کنید؟ چند ساعت از روز با خانواده می گذرانید؟ آیا با آنها خود به تفریح می روید؟  برای در کنار آنها بودن مشتاقید؟ آیا به خانواده خود افتخار می کنید؟
 
عشق و ازدواج
از ازدواج خود راضی هستید؟ در زندگی مشترک چقدر احساس یکنواختی می کنید؟ آیا ازدواج را به عنوان نقطه درخشان و آرامش بخش در زندگی می دانید ؟ آیا کسی را دارید تا به او عشق بورزید ؟ آیا کسی عاشق شماست؟
 
یادگیری و رشد
آیا همیشه در حال یادگیری هستید؟  به طور متوسط در ماه چه تعداد کتاب می خوانید؟  آیا به جای خواندن کتاب زیاد تلویزیون می بینید؟ (تحقیق ها نشان می دهد که مردم به صورت متوسط روزی ۶ ساعت تلویزیون می بینند یعنی چیزی حدود یک چهارم عمرشان) آیا در زمینه علم کاری خود به روز هستید؟ آیا در حال یادگیری زبان جدید هستید؟
 
معنویت
چه قدر حضور خدا را در زندگی خود حس می کنید؟ چقدر به دیگران کمک می کنید ؟ آیا انسان دوستید؟ آیا همدرد دیگرانید؟
 
دوستان
چه تعداد دوست صمیمی دارید؟ آیا در مواقع غم دوستانی دارید؟ دوستان شما چه کسانی هستند؟ آیا در داشتن دوست تنهایید؟ چقدر از با دوستانتان بودن لذت می برید؟
 
تفریح و سرگرمی
چه میزان از وقتتان را به عنوان وقت آزاد و سرگرمی اختصاص می دهید ؟  تعطیلات را چگونه می گذرانید؟ به کجاها سفر کرده اید؟ برای اینکه سرگرم و شاد باشید چه کارهایی می کنید؟
 
 
نکاتی در ارتباط با چرخ زندگی که گفتن آن لازم می باشد .
۱ –  متناسب بودن قسمت های مختلف چرخ زندگی به اندازه کامل بودن هر قسمت اهمیت دارد ، به بیان بهتر تناسب رشد بین قسمت های مختلف زندگی هر فرد باعث زندگی نرمال تر آن می شود.
۲ – در بررسی هر قسمت می توان به موارد میزان امنیت ، رضایتمندی ، میزان انرژی دریافتی ، موفقّیت و شکست ها و از این قبیل توجه داشت.
۳ – می توان برنامه ریزی زندگی را (کوتاه مدت یا بلند مدت ) بر اساس چرخ زندگی انجام داد.
۴ – گاهی می توان برای مدتی معّین  روی قسمتی خاص از زندگی متمرکز شد . مثلا اگر قرار است برای آزمون خاصی آماده شوید بهتر است برای قسمت یادگیری و رشد  وقت بیشتری را بگذارید.
۵ – میزان سوالاتی که برای یک قسمت  از زندگی به کار می رود کاملاً به موقعیت اجتماعی ، فرهنگی ، خانوادگی و….  بستگی دارد مثلا ممکن است برای افراد با درآمد مالی مختلف ، نمره ۸ معناهای کاملاً متفاوتی داشته باشد یعنی فردی با درآمد ۶۰۰ هزار تومان این نمره را برای خود قائل شود ولی فرد دیگری با درآمد ۶ میلیون تومان به خود نمره ای کمتر از این را بدهد.
منبع: اینترنت

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 12:55 ] [ قاسم احمدی ]
زن با وفا ...
مرگ نتوانست دختر جوان فرانسوی را از ازدواج با نامزد خود که دو روز قبل از ازدواج در اثر سانحه رانندگی جان خود را از دست داده بود، منصرف کند.
"مجللی جرج" با نامزد مرده خود جشن عروسی برپا کرد و در آن 30 نفر از دوستان و نزدیکان دو طرف نیز حضور داشتند.
جرج در این مراسم خود لباس عروس به تن کرده و حتی برای معشوقه مرده خود کت و شلوار نیز آماده کرده بود.
روز مادر فرخنده باد.


برچسب‌ها: روز مادر, روز زن
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 15:56 ] [ قاسم احمدی ]
گر فکر می کنید ناشناس بودن در اینترنت فقط به معنای استفاده از نام مستغار هنگام نظر دادن در تالارهای گفت و گو است ، احتمالا با خواندن این مقاله دچار شوک خواهید شد ! حتی اگر تک تک شخصیت هایی که برای خود در اینترنت درست کرده اید جعلی باشد ، هنوز هم مرورگر وب شما آن قدر اطلاعات در اختیار سایتهایی که به آنها سر می زنید قرار می دهد که شخصی بتواند رایانه و سرانجام خود شما را ردیابی کنید .

البته اگر آدم مشکوک یا خیلی معروفی نیستید بعید است کوچکترین اهمیتی بدهید که چه کسی در اینترنت بفهمد شما چه کسی هستید ، اما گاهی کمی مراقبت و حفاظت راه دوری نمی رود .

کاربرانی هستند که دلایل قابل قبولی برای مخفی کردن اطلاعات شخصی خود در اینترنت دارند اما بیشتر کاربران تنها تمایل دارند در جریان اطلاعاتی که به اشتراک گذاشته می شود باشند و بتوانند بر آن نظارت داشته باشند .

در ادامه دقیقا برایتان شرح می دهیم که هنگام استفاده از اینترنت کدام اطلاعات شخصی شما به اشتراک گذاشته می شود .

آن چه به اشتراک می گذارید :

اگر رایانه جلوی دست تان است ، مرورگرتان را باز کنید و به نشانی browserspy.dk  بروید . نگاهی به سمت چپ این صفحه بیندازید و فهرست بلندبالایی را بخوانید که مربوط به اطلاعاتی است که رایانه شما در اختیار این سایت و در نتیجه هر سایت دیگری که دنبال این اطلاعات باشد می گذارد .

ادامه را در لینک زیر مطالعه فرمایید.

http://www.gooyait.com/1391/02/19/online-privacy.html


[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 0:56 ] [ قاسم احمدی ]

گروهي از جوانا ن  تصميم ميگيرند كه با هم مسابقه داده  و به بالاي يك برج بلند بروند .

وقتي مسابقه شروع ميشود مردمي كه اطراف برج جمع شده بودند  شروع ميكنند

به سر و صدا كردن . آنها فكر نميكردند كه هيچكدام از جوانان بتوانند از عهده  اين كاربرآيند

  و مرتب فرياد ميزدند كه اين كار شدني نيست وكاري  خطر ناك است .

 به تدريج كه جوانان بالا ميرفتند   سر و صداي مردم هم بيشتر ميشد و جوانان

 نيز   يكي پس از ديگري كار را رها كرده و پايين مي آمدند .

اما يكي از اين جوان ها  توانست خود را به بالاي برج برساند .

 وقتي خبرنگاران خواستند با اين جوان مصاحبه كنند  معلوم شد كه او اهل 

كشور ديگري است و  زبان آنها را  نميداند  و به همين دليل فرياد هاي منفي

جمعيت را تشويق آنها تصور ميكرده است .


برچسب‌ها: داستان کوتاه
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:25 ] [ قاسم احمدی ]


برچسب‌ها: هفته معلم
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:9 ] [ قاسم احمدی ]
در تایید مطلب عوامل رکود وبلاگستان فارسی درج شده در وب دوستم آقای شجاعی

مدتی است که وبلاگهای فارسی از  عدم مطالب پر محتوی رنج میبرد که برخی دلایلش در وب فوق مطرح شد.

در ادامه باید گفت :

وبلاگنویسان دو دسته اند عده ای که فقط مطالب را مستقیم از دیگران کپی کرده و برای هر منظوری که در سر دارند ( بیشتر اطلاع دیگران )در وبلاگشان درج میکنند .

عده ای دیگر دارای خلاقیت بیشتری هستند و اندیشه های خود را به قلم درمی آورند. حالا در هر موضوعی که هست .مثلا  سیاسی ، انتقادی، هنری ، اقتصادی ، دینی ،ورزشی ، فنی و مهندسی ، پزشکی و غیره.

عده ای هم تلفیقی از دو گروه فوق میباشند.

به نظر میرسد که وبلاگنویسان از طیف اول بیشتر باشند و اینها باعث رواج مطالب تکراری در فضای مجازی شده باشند.و این میتواند عامل رکود در وب نویسی شده باشد.

دلسردی و دلزدگی هم عامل دیگری است که گریبانگیر دوستان وب نویس شده که درست به آن اشاره شده اما

بازدید نکردن و نظر ندادن دلیلی بر انصراف از فعالیت  وب نویسی نمیباشد باید هر کسی که وب داره با تمام تلاش به ترویج اندیشه ای که در سر داره بپردازه.

عدم آشنایی با مقاله نوشتن و و ضعف نوشتاری هم دلیل دیگر است که ناشی از ضعف آموزش در مدارس است.

عدم تمایل  افراد فرهیخته وعالم به وب نویسی هم  میتواند باعث این مساله گردد.

تخصصی نشدن وبلاگها

عدم تمایل خوانندگان به خواندن مطالب طولانی

راحت تر بودن گشت و گذار در فیس بوک و گوگل پلاس و دسترسی بیشتر به دوستان

عدم آزادی کامل در درج مطالب در وبلاگ

همه و همه از عوامل افت وب نویسی است که امیدواریم از بحران خارج گردد.

راهکار :
باید بیشتر مطالعه کنیم و کتابهای جدید را مطالعه کنیم  و نوشتن مقاله و مطلب را تمرین کنیم و بدانیم که وبلاگ نویسی در عین راحتی از نظر فنی، خیلی هم دشوار است و تلاش فراوانی میطلبد.
تشکیل انجمن وبلاگ نویسان برای اشاعه فرهنگ وبلاگ نویسی و آموزش اعضاء و ارتباط با آنان

ازدیگر راهکارها میباشند.

[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 17:12 ] [ قاسم احمدی ]
خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجه بزرگ است دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد (ص) است دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است باز دیدم که فاطمه نیست
نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست فاطمه، فاطمه، است
""" دکتر علی شریعتی / کتاب فاطمه فاطمه است """

برچسب‌ها: حضرت فاطمه, دکتر علی شریعتی
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 9:23 ] [ قاسم احمدی ]
  یه روز تو خدمت دو تا دوست با هم بودن . یکی آبادانی به اسم محمد و یکی تهرانی به اسم علی. ان دوتا خیلی با هم جور ودن. طوری که اگه دو ساعت همدیگه رو نمی دیدن نگران هم می شدن. گذشت و خدمت اینها به پایان رسید.

آبادانیه گفت علی خدمت ما تموم شد و رفاقتمون نه. من پولدار نیستم اما هر وقت خواستی زن بگیری بیا آبادان خودم یه زن خوب بهت میدم. تهرانیه هم گفت من هم دلم واست تنگ میشه. هر وقت کار خواستی بیا تهران من پولدارم بهت کار میدم.

گذشت و بعد یه سال تهرانیه هوای زن گرفتن کرد. میره آبادان پیش رفیقش محمد. میگرده و خونشونو پیدا می کنه. میبینه یه خونه فقیرانه بدون تشکیلات و ... یه یه هفته ای آبادانیه ازش مهمون نوازی گرمی میکنه. میرن دنبال زن . این همسایه و اون همسایه. این فامیل و اون فامیل . و خلاصه هر جا میرن تهرانیه نظرشو نمی گیره. بعد از یه مدت تهرانیه نی خواد خدا حافظی کنه میگه: محمد تو به قولت عمل کردی من پسندم نشد. می خواد بره میبینه یه دختر خوشگل و سنگین و رنگین و خلاصه با کمالات میره تو خونه آبادانیه. میگه : محمد من این دخترو می خوام. دختره نامزد آبادانیه بوده. میگه باشه ( به خاطر اینکه به قولش عمل کنه ) . میره با خانواده ها صحبت می کنه با نامزدش صحبت می کنه و خلاصه راضیشون می کنه. دست نامزدشو میذاره تو دست رفیق تهرانیش. به تهرانیه هم هیچی نمیگه.

بعد یه سال آبادانیه بی پول و معتاد میشه. مادرش می گه محمد حالا که بی پولی و وضعت اینه یرو ببین رفیقت بهت کار میده؟ آبادانیه هم می ره تهران . بعد کلی گشتن خونه رفیقش رو پیدا می کنه. میبینه یه خونه با دم و دستگاه و با تشکیلاته. آیفون رو میزنه میگه علی منم. تهرانیه می گه برو آقا نمیشناسمت.

آبادانیه با خودش میگه شاید صدام عوض شده تو این مدت منو نمی شناسه. دوباره زنگ میزنه میگخ : علی منم محمد. رفیق آبادانیت. تهرانیه میگه اقا من رفیقی به اسم محمد ندارم . برو مزاحم نشو ... آبادانیه ناراحت میشه.

خسته بوده . میگه برم یه گوشه استراحت کنم. میره جلو خونه تهرانیه تو پارک استراحت کنه. می بینه سه نفر که قیافشون به دزدا می خوره میان نزدیکش. با خودش میگه اینا الان میان پولامو میگیرن کتکم هم میزنن. بهشون میگم پولامو بگیرین اما کتکم نزنین.

وقتی دزدان میان پیشش میگه : من آبادانیم. اینا هم پولامه . می خوام برم شهرم . پولامو بگیرین اما کتکم نزنین.

دزدها هم وقتی میبنن این جوریه میگن : ما الان از دزدی اومدیم زیاد پول داریم. بیا این صد هزار تومن رو بگیر به خودت برس. دزد ها هم میرن.

آبادانیه با خودش می گه میرم آرایشگاه . به سر و وضعم میرسم و یه دست کت و شلوار میگیرم. میرم آبادان به مادرم می گم رفیق کار داد من نخواستم . نمی گم نا مردی کرد.

خلاصه می ره اصلاح میکنه و کت و شلوار میگیره و حسابی به خودش میرسه. تو راه که می خونه یه زن با یه ماشین کنارش ترمز میزنه . میگه آقا بیا سوار شو. آبادانیه میگه من بچه شهرستانم می خوام برم آبادان. تو دیگه دست از سرم بردار خودم به اندازه کافی دردسر دارم. زنه می گه بیا بالا. از قیافت خوشم اومده. بیا واسم کار کن. آبادانیه هم سوار میشه. زنه مدیر یه فروشگاه زنجیره ایه. یه غرفه میده دست آبادانیه. از برکت دست آبادانیه کار فروشگاه میگیره.

وضع زنه خوب میشه. زنه به آبادانیه می گه کارت خوبه . ازت خوشم اومده . واقعاْ مردی اگه زن می خوای بیا دخترمو بدم بهت. آبادانیه هم قبول می کنه دختر و میگره.

بعد یه مدت زن آبادانیه می گه یه مجلش شراب خوری تو شمال شهر هست. میای بریم . آبادانیه هم میگه بریم. میرن و تو مجلس آبادانیه نامزد قبلیش که حالا زن تهرانیه هست رو می بینه.

به جمع می گه ساقی اول من. میگه : به سلامتی اون رفیقی که قول داد و به قولش عمل نکرد. همه پیک اول رو میزنن. پیک دوم به سلامتی اون سه تا دزدی که پول دادن به من و کمکم کردن. همه پیک دوم رو میزنن. پیک سوم به سلامتی زنی که بهم کار داد و دخترش رو هم زنم . همه میزنن. آبادانیه هر چی بود به تهرانیه پرونده بود.

تهرانیه هم می گه ساقی دوم من. میگه به سلامتی اون رفیقی که قول داد و به قولش عمل کرد. همه میزنن. پیک دوم به سلامتی اون سه تا دزدی که دزد نبودن و من فرستادمشون. همه می زنن. پیک سوم به سلامتی قسم خورده بودم نگم اما میگم. به سلامتی اون زنی که مادرم بود و اون دختر که خواهرم...


برچسب‌ها: داستان کوتاه
[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 17:50 ] [ قاسم احمدی ]

این کلاهبرداریهای اینترنتی هم هر روز داره رنگ و لعاب جدیدی میگیره.

یه نمونه اش را براتون میگم، خواهشا به هر کسی که میشناسید بگین، یا براشون ایمیل کنید و یا اینکه تو شبکه های اجتماعی مثل “فیسبوک” و “کلوب” و امثال اینا منتشر کنید تا بلکه آمار اینجور دزدی های سایبری کم بشه.

آقای عزیز، خانم محترم، برادر من، خواهر من! که از سایت های اینترنتی اکانت، شارژ یا هر جنس جور و ناجور! دیگه ای می خرید، خواهشا وقتی که به طور خودکار از صفحه خرید اون سایت به صفحه پرداخت بانک مربوطه وارد میشید، اون آدرس بالای صفحه را تو نوار آدرس مرورگرتون چک کنید که حتما نشانی مربوط به بانک باشه.

فرداش اگه موجودی گرفتین و دیدین حساب خالیه و کل وجه داخل حساب به باد رفته، گردن بانک نندازید هااا!

این دزدهای اینترنتی این کار را میکنن که: یه صفحه درست میکنن مثل خود صفحه اینترنتی بانک. بعد شما بی خبر از همه جا اطلاعات حسابتون را به هوای خرید اینترنتی وارد فیلدهای خالی می کنید و در نهایت کلید پرداخت را میزنید، غافل از اینکه کل اطلاعات حساب شما برای فرد کلاهبردار ارسال میشه و ادامه ماجرا که خودتون بهتر میدونین!

یه نگاه به این تصویر بالا بندازید!

این عکس مربوط به صفحه پرداخت اینترنتی یه سایت کلاهبرداریه که ظاهرا از طریق درگاه بانک ملت داره خدمات میده، اما در واقع این صفحه هیچ ارتباطی با بانک ملت نداره و فقط شبیه سازی شده اس (البته نه مثل اون گوسفنده!). به آدرسی که بالای صفحه زده شده دقت کنید. دامنه اصلی این سایت اینه :alwaysdata.net ... حالا در این میان پیدا کنید بانک ملت را!!


در هر صورت، برای حفظ اطلاعات حسابتون، این مورد را حتما دقت کنید که اگر آدرس موجود در مرورگر حتی یه نقطه هم با نشانی اصلی اینترنتی بانک تفاوت داشت، سریعا از صفحه خارج بشید.

فقط یادتون نره که این مسئله را به سایر دوستانتون هم اطلاع بدین!



برچسب‌ها: کلاهبرداری اینترنتی, بانک, پرداخت آنلاین
[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 18:4 ] [ قاسم احمدی ]
ای نابخرد ابوموسی ز ماست

 قطعه ای از خاک پاک پرشیاست

 ای که بر ایران من کردی طمع

تیر آرش بر دو چشمانت سزاست

خاک من / ایران من
ای عشق من
بر وجودت خون ایرانی فداست

منبع:http://www.facebook.com/


برچسب‌ها: ابوموسی, کاریکاتور
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 18:42 ] [ قاسم احمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اين وبلاگ را در تاريخ 10/11/1388 درست کردم . اهل هیچ گروه و باند سیاسی نیستم . کارم تدریس جامعه شناسی در دبیرستان است . علاقه مند به کارههای فرهنگی اجتماعی ورزشی سیاسی انتقادی و مذهبی هستم و در مورد همه این موارد مطلب می نویسم . در این وب سعی میشود که به افراد و گروه ها احترام گذاشته بشود . اگر هم انتقادی شد هم نکات مثبت و هم منفی گفته بشود .
منتظر کمک شما دوستان در زمینه هر چه بهتر شدن وب هستم .